خدا باوران باید بدانند که خالقشان همیشه بر مبانی منطق و قوانین ساخته شده خود جهان را هدایت کرده و می کند . بر همگان روشن است که خداوند همه فرستادگانش را مطابق با فرهنگ هر قومی به سوی شان ارسال نمود تا اهداف عالیه مدنظر را به بهترین شکل در ذهن و افکار عموم آن جامعه منتقل نماید واز آنجا که ذهن بشرسیستمی به سمت تکامل یافتن دارد. وهمیشه جویای حقیقت است . گاها نیاز بوده به تفسیر و توضیح بیشتر برای رفع برخی ابهامات موجود .جالب تر اینکه در تمام کتابهایی که مدعی آسمانی بودن دارند به این نکته اشاره شده که ما هر فرستاده وپیامبری را مطابق فرهنگ و آشنا به آیین شما برایتان فرستاده ایم . همین موضوع بهترین دلیلی است که ثابت کند کتاب قران نمی تواند کتاب مقدس ما ایرانی ها که زبانمان فارسی است باشد . ولی آن کتاب چیست و چه می تواند باشد آیا صرف ادعای آسمانی بودن هر کتابی را مقدس می نماید؟ بنظرمن این بر آورد ودیدگاه اسمانی بودن جزء مغلطه ای بیش نیست که کاملا پوچ و بی نطق و فساد آور است . زیرا تقدس یا بهتر بگوییم احترام زمانی برای چیزی بوجود می آید که عملکرد آن شی و یا شخص در عمل و نه در حرف جامعه را به سمت سعادت سوق دهد و در عین حال همخوان و قابل انس والفت با آن جامعه باشد واز فرهنگ آن جامعه بر آمده باشد . از قوانین اسلام چه در وجه سنی و چه در وجه شیعه در طول این سالیان چنین چیزی دیده نشده وبرخلاف آن جزء توهین وتحقیر ایرانیان که به عجمیان نامیده می شوند حتی تا انجا پیش رفته که در کتب علمای شیعه ذکر شده که زبان بهشتیان عربی و زبان اهل جهنم عجمی(فارسی) می باشد که این یکی از نقاط برجسته تحقیر ایرانیان توسط ایدئولوژی اسلامی بوده است وسند خریت بخشی از اجدادمان در پذیرفتن چنین کتاب گستاخ به تمدن بزرگ ایرانیان بوده است . و در عوض حکیم فردوسی و کتابش دائم به تعریف و تمجید از فرهنگ و قدرت ایرانیان و اندیشه هایشان می پردازد وبگونه ای همیشه از میهن ما و فرهنگ ایرانیان دفاع نموده و در حمله مغولها به ایرانیان این موضوع کاملا مشهود است که می توان گفت شاهنامه بگونه ای معجزه ای است از اندیشه یک خردمند ایرانی که در جایگاه پیامبر راستین ایرانیان وهمانا حکیم طوس ابوالقاسم فردوسی و کتاب شاهنامه فرهنگ وزبان اصیل ایرانیان را زنده نگهداشت.وایرانیان را با پیشینه و تاریخ 2500 ساله خود آشنا نمود وخواهد نمود بطوریکه هر ایرانی می تواند به آن افتخار کند .تا جاییکه اسلامیون بادستکاری شاهنامه سعی در همراه نمودن شاهنامه با تجاهل اسلام شدند .که در نسخه های شاهنامه های چاپ شده بعد از انقلاب اسلامی سال 1357 کاملا مشهود است.
نگارنده: رامین چاوشی
